تبليغاتX
New Page 1

أللهُ نُوُرألسَّمَوتِ وَألارْضِ مَثَلُ نُورِهِ كَمِشْكَوه فِيهَا مِصْبَاحٌ                                                           خدا روشني بخش آسمانها و زمين است. مثال نورش چون چراغداني است حاوي چراغي نوراني

آفــتاب

               

مسلمان اروپایی؛ هویت چندگانه طارق رمضان

 

آنتونی مک‌روی

ترجمه: سپیده جدیری

                                                                                   

                

 طارق رمضان مسلمانی سوئیسی و مبلّغ «اسلام اروپایی» است که به گفته او، شکلی از اسلام است که با فرهنگ اروپایی همخوانی و سازگاری دارد. دیدگاه‌های او حاصل آموخته‌های علمی‌اش در اروپا و نَسَب اوست که به اسلام‌گرایان میانه‌رو باز می‌گردد: او نوه حسن البنا، بنیانگذار گروه اپوزیسیون اسلام‌گرای «اخوان المسلمین» در مصر و فرزند سعید رمضان، از رهبران «اخوان المسلمین» است که از مصر اخراج شده بود.

طارق رمضان در دانشگاه ژنو در رشته‌های فلسفه و ادبیات فرانسه تحصیل و دو مدرک دکتری در رشته‌های فلسفه و مطالعات عربی و اسلامی از این دانشگاه دریافت کرد. او در دانشگاه الازهر قاهره نیز در رشته پژوهش اسلامی به تحصیل پرداخت. رمضان چند سالی به تدریس فلسفه در کالج دسوسور ژنو اشتغال داشت و پروفسور مطالعات اسلامی دانشگاه فریبورگ بود.

او در سال 2004 در بخش مطالعات اسلامی مؤسسه مطالعات بین المللی صلح «کروک» نوتردام به سِمتی دست یافت اما چند ماه بعد ویزای آمریکایی‌اش لغو شد.  دولت آمریکا در این‌باره اظهار داشت که به دلیل کمک مالی رمضان به گروه‌های پشتیبان حماس، ویزای او را لغو کرده‌است. رمضان نیز چندی بعد از سمت خود در نوتردام استعفا داد.

او از آن تاریخ تا به امروز، به عنوان پژوهشگر ارشد بنیاد لوکاهی لندن و مدرس کالج سنت آنتونی آکسفورد به فعالیت پرداخته‌است. از کتاب‌های بسیاری که به رشته تحریر درآورده‌است، می توان به «مسلمانِ اروپایی بودن» (1998)؛ «اسلام، غرب و چالش های مدرنیته» (2000)؛ «جهاد، خشونت، جنگ و صلح در اسلام» (2002) و «مسلمانان غربی و آینده اسلام» (2003) اشاره کرد.

مجله تایم در سال 2004 نام رمضان را در فهرست 100 انسان تأثیرگذار جهان قرار داد.

***

از پیشینه‌تان بگویید. هویتتان را چگونه تعریف می کنید؟ زبان مادری‌تان چیست؟

من در ژنو و از والدینی مصری متولد شدم و یادم می‌آید که همیشه درباره جهان عرب صحبت می کردیم. پدر و مادرم با افرادی در خارج از اروپا در تماس بودند؛ بیشتر آنها اهل خاورمیانه و برخی نیز آسیایی بودند، چون پدرم زیاد به آسیا سفر می کرد. بنابراین زبان مادری من عربی و زبان دومم در خانه انگلیسی بود.

والدینم به من کمک کردند وارد جامعه سوئیس شوم. بدین ترتیب، در همان سیستم آموزشی سوئیس به تحصیل پرداختم و در تیم‌های ورزشی مدرسه هم عضو شدم چون به هیچ وجه نمی خواستم از بقیه جدا باشم. اما همیشه درباره این که روزی به مصر، وطن و اصلمان برگردیم، حرف می زدیم. بدین ترتیب، مصر در ذهن و قلب من به کشوری کاملاً ایده‌آل تبدیل شد؛ جایی که مردمش در اجرای عدالت کوشش می کردند و همیشه هم به خوبی از عهده این کار بر می آمدند، جایی که مسلمان بودن در آنجا آسان بود، چون طبق تمام شنیده‌هایم، فضای آنجا واقعاً متفاوت بود.

نخستین بار در 17 سالگی به مصر رفتم و خانواده بزرگترم را که در آنجا زندگی روزمره‌شان را می‌گذراندند، ملاقات کردم. این برایم در حکم یک ضربه تکان‌دهنده بود، چون مصر در کل به چیزی که تصور کرده‌بودم، شباهتی نداشت. برای نخستین بار فهمیدم که در واقع من یک مصری نیستم. حدود 23 یا 24 سال داشتم که فهمیدم باید در اروپا بمانم.

 خودتان را سوئیسی می دانید؟

حالا دیگر فقط یک هویت ندارم. خودم به این می گویم هویت چندگانه. از نظر دینی مسلمان هستم، از نظر ملیت سوئیسی و در عین حال، به خاطر اصالتم مصری هستم. به همین خاطر فرزندانم را برده ام مصر را ببینند تا از آن خاطره‌ای داشته باشند و با آن احساس پیوند کنند. در عین حال، از نظر اصولی، عام گرا (universalist) هستم و این فقط یک فرافکنی فلسفی نیست، بلکه عمیقاً در خودم این هویت چندگانه را حس می کنم و آن را می‌پرورم.

 همسرتان سوئیسی است؟


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه ششم خرداد 1387ساعت 7:23  توسط محمد | 

نهضت اخوان المسلمين

    

                          

 

جنبش اخوان‌المسلمين را اصولاً بايد زائيده اوضاع سياسي و اجتماعي تاريخ معاصر مصر در پي رواج تفکر جدايي دين از سياست (سکولاريسم) در ميان روشنفکران و آهنگ احساسات ملي‌گرايانه براي اصلاح اين کشور در دوران اختتاق بعد از انقلاب 1919 مصر برضد انگليس دانست.

 

اهداف بنيان‌گذاران اين جنبش- به ويژه حسن البناء- از يک سو بر ايجاد تحول در اعتقادات اسلامي مسلمانان و بالاخص مصريان از حالتي ايستا و بي‌تحرک به سمت پويايي و حاکميت تعاليم شريعت بر زندگي اجتماعي و سياسي مصر و از سوي ديگر بر يگانگي مسلمانان در برابر استعمارگران غرب که کشورهاي اسلامي را مورد تجاوز قرار داده بودند، دور مي‌زد.

 

 

پيدايش نهضت اخوان‌المسلمين

 

حسن‌البنا

 

حسن‌البناء بنيان‌گذار جنبش اخوان‌المسلمين در سال 1906در دهکده محمود يه در دلتاي رود نيل از نواحي (بحيره) مصر چشم به جهان گشود.

 

وي به خاطر ريشه‌هاي فکري مذهبي پدرش که از طلبه‌هاي بنام و از پيروان مکتب بنياد‌گرايان حنبلي بود، با اصول اسلامي (سنتي) تربيت شد و در محيطي کاملاً اسلامي رشد يافت، بناء در اين رابطه‌ مي‌گويد: اسلام پدر من است و من جز او پدري ندارم.

 

آغاز فعاليت

 

حسن البناء در خاطراتش مي‌نويسد: در ماه مارس 1928 شش تن از برادراني که در درس‌ها و کنفرانس‌هاي من شرکت داشتند، يعني احمدالمصري، فواد ابراهيم، عبدالرحمان حب‌الله، اسماعيل عزو و ذکي المغربي به منزل من آمدند و گفتند: ما ديگر از اين زندگي مذلت بار به تنگ آمده‌ايم، در اين ديار مسلمانان هيچ عزتي ندارند و جايگاه آن‌ها از خدمتکاران و بيگانگان نيز پايين‌تر است. ما حاضريم با نثار خون خود، ايمان و تقواي خويش در راه خدا، با تو همگام شويم. من به حدي از سخنان آن‌ها متاثر شدم که نمي‌توانستم از زير بار مسئوليتي که به من واگذار شده بود، شانه خالي کنم، از اين رو به دعوت آن‌ها لبيک گفتم و در همان جا سوگند خورديم تا جان در بدن داريم در راه اسلام فعاليت و مبارزه کنيم. در آن جا کسي پرسيد: چه نامي براي خود انتخاب کنيم؟ يک انجمن، فرقه، اتحاديه و... تا رسميت پيدا کنيم. گفتم: هيچ يک! ما برادراني هستيم در خدمت اسلام يعني «اخوان‌المسلمين» و اخوان شعار خود را: (الله هدف ماست، رسول‌الله رهبر ماست، قرآن برنامه‌ي ماست، جهاد و تلاش کار ماست، شهادت آرزوي ماست) قرار داد.

 

آن زمان فاصله ميان روش اسلامي و امکان عملي ساختن اين روش وسيع شده بود. اين امر کمک کرد که حرکت بنا مورد قبول قشر مردمي قرار گيرد و موجب مشارکت وسيع و حماسي شود. از مهم‌ترين عوامل انتشار سريع حرکت اخوان مي‌توان به موارد زير اشاره کرد:


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه سیزدهم اسفند 1386ساعت 15:40  توسط محمد | 

اربكان پدرخوانده اسلامگراهاي سنتي تركيه

 

نويسنده: مرضيه خادم شريف

نجم الدين اربكان اكنون ديگر نماد تمام اسلامگرايان تركيه نيست، او فقط نماد اسلامگرايان سنتي است و اردوغان نماد اسلامگرايان پيشرو، اربكان نخست وزير سابق تركيه كه از مبتكران تاسيس تشكل همكاري هاي اقتصادي هشت كشور اسلامي در حال توسعه موسوم به «دي88» بود اكنون به عنوان يك سياستمدار نيمه بازنشسته عمل مي كند. او پس از كناره گيري از قدرت مدتي راهي زندان شد و منتظر بود تا دادگاه سرنوشت وي را رقم زند. سرنوشتي كه بسياري از رهبران تركيه همچون بولنت اجويت، سليمان دميرل با آن مواجه شدند و گويا چنين تقديري براي همه آن ها از قبل تعيين شده بود.
    
    نجم الدين اربكان پس از ترك كرسي نخست وزيري، مجال برنامه ريزي براي فعاليت هاي آتي سياسي خود را نداشت و او مدت ها بايد پاسخگوي اتهامات مطرح شده عليه خود مي بود.
    
    دادگاه امنيت دولتي ديار بكر، اربكان را به اتهام تحريك مردم به ايجاد تفرقه قومي و مذهبي به يك سال مجازات زندان محكوم كرد. اربكان همچنين به اتهام جعل اسناد برگه هاي مالي حزب منحل شده «رفاه» و سوءاستفاده مالي از سوي دادگاه آنكارا به دو سال و چهار ماه مجازات زندان محكوم شد.
    
    نجم الدين اربكان در 29 اكتبر 1926 در شهر سينوپ در ساحل درياي سياه در شمال تركيه چشم به جهان گشود. او فارغ التحصيل رشته مهندسي از دانشگاه فني استانبول در سال 1948 است. اربكان مدرك دكتراي خود را از دانشگاه فني آخن آلمان دريافت كرد و پس از پايان تحصيلات به تركيه بازگشت و شروع به تدريس در دانشگاه فني استانبول كرد. او در سال 1965 به مقام استادي اين دانشگاه رسيد و پس از چندين سال كار و تدريس در دانشگاه و حضور فعال در صنعت به سياست روي آورد. اربكان از دهه 1970 فعاليت سياسي خود را به شكل گسترده اي آغاز كرد. او در دهه 1970 رييس حزب سعادت شد و اوج فعاليت هاي او در همكاري و اتحاد با حزب جمهوري خواه خلق و نخست وزير وقت يعني بولنت اجويت طي بحران قبرس در سال 1974 بود. بحراني كه منجر به اشغال بخش ترك نشين قبرس از سوي ارتش تركيه شد.
    
    در پي كودتاي نظامي سال 1980، فعاليت هاي سياسي اربكان و حزبش ممنوع شد. او سپس موفق شد با انجام يك رفراندوم در سال 1990 ممنوعيت را از حزبش بردارد و رياست حزب رفاه را برعهده گيرد. حزب رفاه از تيرگي روابط بين دو حزب مهم محافظه كار تركيه يعني حزب مام ميهن به رهبري ييلماز و حزب راه راست به رهبري تانسو چيللر بهره برد و در انتخابات عمومي سال 1995 به پيروزي دست يافت.
    
    اربكان در سال 1996 در ائتلاف با حزب راه راست به رهبري چيللر به نخست وزيري تركيه رسيد و از اين زمان بود كه توسعه و رشد اقتصادي تركيه شتاب گرفت. دولت اربكان علاوه بر افزايش رفاه اقتصادي، به فعاليت هاي سياسي چندجانبه نيز كمك بسياري كرد. اربكان مؤسس تشكل همكاري هاي اقتصادي هشت كشور اسلامي در حال توسعه بود كه اين هشت كشور شامل پاكستان، بنگلادش، مصر، نيجريه، ايران، اندونزي، مالزي و تركيه مي شود و هفته گذشته آخرين اجلاس خود را در بالي اندونزي برگزار كردند. در دوره حاكميت اربكان، رشد رفاه اقتصادي و اجتماعي سبب شد اتحاديه هاي تجاري بزرگ، مؤسسات، رسانه هاي خبري و شبكه هاي تلويزيوني دولت را به دليل محدود شدن منافعشان مورد حمله قرار دهند. اين خود زمينه اي شد تا نظاميان تركيه نيز به تدريج قدرت را در دست گيرند و شروع به پرونده سازي عليه دولت كنند. تمام اين حوادث سبب شد تا در سال 1997 اربكان از قدرت كناره گيرد و حزب رفاه منحل شود و اربكان از انجام فعاليت هاي سياسي منع شود.

+ نوشته شده در  شنبه یازدهم اسفند 1386ساعت 16:7  توسط محمد | 

  امانت بیان و اطلاع رسانی

 

مقاله ای از:استاد محمد مهدی العاکف

 

ترجمه :فهیم کاظمیان

 

    

                                                                    

 بدون شک بیان سلاح مهمی است که دارای دو لبه است . یا از آن د ر امر ساخت و ساز و آبادانی بکار گرفته می شود ویا در تخریب و نابودی . زیرا كه بيان همان نيرويي است كه بينش را سازماندهی ، فکر را جهت دهی و قوای نفسانی را تحریک می کند . و در آخر موضع گیری ها را مشخص و بسوی منشها و کنشها روانه می کند . اگر بیان صادقانه ، امینانه و صالحانه باشد منجر به خیر و برکت و سازندگی می شود . و اگر دروغ ، باطل یا فاسد باشد نتیجه آن شر تباهی و نابودی است .

 

در واقع پیامها و راهنمایی های پروردگار به سوی بشر در قالب کلام بود .  کلامی که حق ، خیر و راستی را برای انسان به ارمغان آورد . بعضی از انسانها بدان ایمان آورده و آن را با زندگی خود تطبیق دادند که در نتیجه ی آن ظاهراً و باطناً خوشبختی را لمس کردند . و گروهی دیگر بدان کفر ورزیدند و از انتشار آن جلوگیری نمودند و از دست و زبان این دسته اخیر انبیاء و پیامران چه سختیهایی را متحمل می شدند چرا که پیرامونشان اباطیل و افترائات را اشاعه می نمودند و آنها را به دروغگویی ، دیوانگی ، سحر و کهانت متهم می کردند . این نمونه ای از اطلاع رسانی گمراه کننده در آن زمان یعنی زمان طلوع صبح تاریخ بود . 

 

و از دلایلی که به اهمیت بیان می پردازد این است که بخاطر بیان یک حرف از اینجا یا آنجا جنگها و کشت و کشتار روی داده و براستی که قوم یهود در مدینه قبل از هجرت پیامبر (ص) استادان چنین سبکی بودند . مدام کارشان این بود که گاه نزد قبیله اوس می رفتند و گاه نزد قبیله خزرج و از آن رجز خوانی ها یی که در جنگهای گذشته بینشان اتفاق افتاده بود را متذکر می شدند تاقبیله مغلوب در جنگ را به بهانه ی خونبها و انتقام گیری بر قبیله دیگر تحریک کنند و آتش جنگ ویرانگر را میانشان شعله ور سازند و در این میان جز یهود کسی نفع نمی برد .( تو خود حدیث مفصل خوان از این مجمل )

 

بیان همان وسیله اطلاع رسانی و اساس آن  است . و به همین خاطر است که در و اقع اطلاع رسانی ، کیفیت ، خصوصیت و حقیقتش را از کلامی بهره می گیرد که آن را به استخدام گرفته است واگرکلام کلامی صادق باشد نتیجتاً اطلاع رسانی صادق بوده و با لعکس .


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه یازدهم اسفند 1386ساعت 11:49  توسط محمد | 

انشعابات اصلي سلفيّه در سطح جهاني:

 

در يك تقسيم‌بندي كلّي نحله سلفيه به چهار گرايش عمده تقسيم شده‌اند

1ـ سلفيّه اصلي

2ـ سلفيّه معتدل

3ـ سلفيّه طرفدار آلباني

4ـ سلفيّه سياسي‌ـ‌جهادي

 

 

سلفيّه اصلي:

 

دفاع از چهارچوب و شاكلة اصلي افكار محمّدابن عبدالوهّاب را در ذمّه خويش گرفته و مسائلي چون انحصار دعا و استعانت و عبادت براي خدا و نفي بدعتها و ترويج نظرات علماي قرنهاي اوّل و دوم و سوم و تابعينشان را بصورت تكراري و كليشه‌اي در كتابها و منابر و ايستگاههاي رسانه‌اي بازگو مي نمايند بيشتر علماي رسمي عربستان سعودي آنها كه در دارالبحوث والأفتا گردآمده‌اند و كساني كه برنامة مذهبي راديو سعودي را همچون نورعلي الّدرب را به اجرا درمي‌آورند همين نوع تفكّر را دارا مي‌باشند آنهايي كه اين الگوي فكري را دارند و كتابهايشان تا حدي پخش شده است به قرار ذيل مي‌باشند :

مفتي سابق سعودي عبدالعزيز بن عبدالله ابن باز (م 1421)، شيخ سليمان تميمي، محمّدصالح عثيمين(1410 ـ 1320)، ابوبكر جابر الجزايري و محمّدامين شنقيطي صاحب تفسير اضواء‌البيان، 1293ـ1325 جميل زينو، شيخ ربيع مدخلي استاد جرح و تعديل كه همگي از متأخرين و معاصرين مي‌باشند و از قدما شيخ عبدالرحمن آل الشيخ 1285ـ1193  صاحب كتاب فتح‌المجيد و ديگر علماي آل الشيخ كه از نوادگان محمدابن عبدالوهاب مي‌باشند مخصوصاً شيخ محمدابن ابراهيم آل الشيخ كه قبل از ?بن باز? مفتي سعودي بودند 1386ـ1311 و شيخ عبدالمحسن العّبادي داراي تأليفي در تأييد احاديث مهدي آخرالزمان و ردّ بر كتاب ?لامهدّي ينتَظر?? نوشته قاضي سابق قطر و شيخ عوض العبّادي اليمني و عبدالقادر اهدل داراي منظومه‌هاي ?هداية المُريد? و ?توحيد علاّم الغيوب? و نويسندگان كتابچه موجز عقيدة السلف همچون شيخ صالح فوزان و شيخ عبدالرحمن سعدي صاحب تفسير تيسير و ...
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه یازدهم اسفند 1386ساعت 11:16  توسط محمد | 
اسماعيل هنيه

 زندگي نامه اسماعيل هنيه

 

اسماعیل هنیه نخست وزیر دولت خودگردان فلسطین از ۲۹ مارس۲۰۰۶ تا ۱۴ ژوئن ۲۰۰۷ بود.

 

نام کامل او اسماعیل عبدالسلام احمد هنیه ملقب به ابو العبد و در ۱۹۶۳م در غزه ـ اردوگاه الشاطئ به دنیا آمده‌است.

 

محل اصلی زندگی خانواده اش قبل از آوارگی روستای الجوره در عسقلان اشغالی بوده‌است.

 

 

مراحل تحصیلی

تحصیلات ابتدایی و راهنمایی: مدارس سازمان آنروا در اردوگاه الشاطی

دبیرستان: دانشسرای دینی الازهر در غزه

تحصیلات دانشگاهی: لیسانس زبان عربی در دانشکده تربیت دانشگاه اسلامی غزه

 

 

مراحل مختلف زندگی

از سال ۱۹۸۱ که وارد دانشگاه اسلامی غزه شد، به عضویت انجمن اسلامی این دانشگاه درآمد.

عضو شورای دانشجویی دانشگاه از سال ۱۹۸۳ تا ۱۹۸۴

ریاست شورای دانشجویی دانشگاه از سال ۱۹۸۵ تا ۱۹۸۶

 

 

بازداشت

بار اول: به مدت ۱۸ روز در تاریخ ۲۴/۱۲/۱۹۸۷

بار دوم: به مدت ۶ ماه در تاریخ ۱۵/۱/۱۹۸۸

بار سوم: به مدت ۳ سال در تاریخ ۱۸/۵/۱۹۸۹

 

تبعید

در تاریخ ۱۷/۱۲/۱۹۹۲ همراه با ۴۱۵ نفر از رهبران و فعالان حماس و جهاد اسلامی به مرج الزهور در جنوب لبنان تبعید شد.

 

 

فعالیت‌ها

دبیر پیشین هیأت امنای دانشگاه اسلامی غزه

مسئول پیشین امور اداری دانشگاه اسلامی غزه

مدیر سابق علمی دانشگاه اسلامی غزه

عضو سابق منای دانشگاه اسلامی غزه

عضو کمیته عالی گفت و گوی حماس با بقیه گروه‌های فلسطینی و تشکیلات خودگردان

عضو کمیته عالی پیگیری انتفاضه به نمایندگی از حماس

رئیس دفتر شیخ احمد یاسین

عضو رهبری سیاسی جنبش حماس

عضو سابق هیأت مدیره جمعیت اسلامی غزه

رئیس باشگاه جمعیت اسلامی غزه به مدت ۱۰ سال

 

ترور نافرجام

اسماعیل هنیه جزئیات عملیات ترور نافرجام خود را این گونه توصیف می‌کند:«در تاریخ ۶/۹/۲۰۰۳م. همراه شیخ احمد یاسین به دیدار دکتر مروان ابو راس رفته بودیم. وقتی ناهار را در منزل ایشان میل کردیم، ناگهان یک هواپیمای اف ۱۶ محلی را که در آن بودیم بمب باران کرد. سقف فرو ریخت و همه جا را دود و گرد و خاک فرار گرفت. به شکرانه پروردگار موفق شدیم از منزل خارج شویم و خداوند ما و خانواده دکتر ابو راس را نجات داد

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم بهمن 1386ساعت 9:59  توسط محمد | 

اخوان المسلمين در منطقه شمال آفريقا

 

نويسنده: شكيب جاويد

 

منبع: باشگاه انديشه

 

نگارنده در اين مقاله در تكاپو است كه روند رشد اخوان المسلمين و تبعات اين رشد را در منطقه شمال آفريقا به طور خلاصه تبيين نمايد.

  

 

پيش از پايه گذاري جماعت اخوان المسلمين مصر در اواخر دهه دوم قرن بيستم، افكار و ساختار تشكيلاتي و سازماني آن از طرق مختلف و با شيوه هاي گوناگون از مرزهاي مصر فرا رفته و در جهان عرب و اسلام گسترش يافت. تشكيل سازمان ها و گروه هاي اسلامي با انديشه هاي حسن البنا و ديگر متفكران اخوان المسلمين مصر و الگو برداري از ساختار تشكيلاتي آن در كشورهاي عربي تحت شرايط سياسي، فرهنگي و اجتماعي اين منطقه بوده و چيرگي نظام هاي استعماري و وجود نظام ها و رژيم هاي مستبد و وابسته به غرب و فعاليت و حضور جريانات فكري لائيكي و غرب گرا، عوامل مهمي در ايجاد محيط مناسب براي رشد چنين گروه هايي است. كشورهاي همسايه مصر همچون سودان، ليبي و فلسطين زودتر از بقيه مناطق جهان عرب و اسلام تحت تأثير انديشه هاي اخوان مصر قرار گرفته و دانشگاه الازهر و حضور طلاب ديني كشورهاي منطقه شمال آفريقا و نقش روحانيون مصري مقيم در اين كشورها از جمله عوامل گسترش ميان اخوان خارج از مرزهاي سياست و طبيعي مصر بوده اند. نگارنده در اين مقاله در تكاپو است كه روند رشد اخوان المسلمين و تبعات اين رشد را در منطقه شمال آفريقا به طور خلاصه تبيين نمايد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه چهاردهم بهمن 1386ساعت 0:55  توسط محمد | 

بيداري اسلامي در جهان عرب

 

دکتر علي اکبر ولايتي

 

 

اعراب، چون ايرانيان، از زماني كه با دولت هاي اروپايي آشنا شدند، به عمق عقب ماندگي خود و توسعه و پيشرفت اروپايي ها پي بردند. تاكنون راه حلهاي متعددي براي جبران اين عقب ماندگي ارائه شده است كه يكي از آن ها بازگشت به اسلام به مثابة دين و تمدن است.[1] بر اساس نوع پاسخ هاي داده شده به علل عقب ماندگي، آن ها را به چهار گرايش تقسيم مي كنيم. تذكر اين نكته ضروري است كه اين تقسيم بندي پاسخ هايي است كه در گفتمان بيداري اسلامي از سوي انديشمندان عرب مطرح شده و نتيجتاً نسيوناليسم، سوسياليسم و ايدئولوژيهايي از اين قبيل را پوشش نمي دهد.

 

 

اين گرايشها عبارت اند از: الف) تمدن گرا ـ عرب گرا؛ ب) تمدن گرا ـ اسلام گرا؛

 ج) اسلام گرايي سنتي؛ د) اصول گرايي اسلامي.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه چهاردهم بهمن 1386ساعت 0:46  توسط محمد | 

حسن ترابى، در نوسانات انديشه و سياست  

     ● نويسنده: مجيد - مرادى 

 حسن الترابی

 يكى از فعالان سياسى اسلام گرا، درباره سياستمدار و متفكر سودانى «حسن ترابى» گفته است: «او از بهترين متفكران اسلام گرا و از بدترين سياستمداران جهان اسلام است.»

 

 

اين توصيف هر چند كمى مبالغه‏آميز است، اما بهترين مقدمه براى بازخوانى زندگى فكرى و سياسى اين مرد و نيز فهم و شناخت ماهيت و ابعاد شخصيت او كه در طول دهه نود قرن بيستم آوازه‏اش در تمام جهان اسلام و چه بسا تمام جهان پيچيده و نيز مناسب‏ترين در آمد براى درك فرجام تجربه فكرى و سياسى ترابى و تجربه اسلام گرايى در سودان است ؛ تجربه‏اى كه درك درست آن، جز از راه درك رابطه ديالكتيكى ميان انديشه و سياست در زندگى حسن ترابى ميسر نيست.

 دكتر حسن عبدالله ترابى در سال 1932م در خانواده‏اى سر شناس در منطقه «كسلا» كه در علم و دين سابقه‏اى طولانى داشت، متولد شد. پدر او يكى از نامدارترين قضات شرع در روزگار خويش و نخستين سودانى‏اى بود كه گواهى «العالمية» (ليسانس) را دريافت كرد. حسن ترابى در كودكى قرآن كريم را با چندين قرائت و روايت حفظ كرد و علوم عربى و شرعى را در همان كودكى و نوجوانى از پدر فرا گرفت و با گذراندن مدارج و مراتب تحصيلى گواهى ليسانس حقوق را در سودان دريافت كرد و سپس به اروپا سفر كرد. وى فوق ليسانس را از دانشگاه لندن و دكترا را از دانشگاه سوربن پاريس دريافت كرد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه چهاردهم بهمن 1386ساعت 0:36  توسط محمد | 

فتواي دکتر يوسف قرضاوي،رئيس اتحاديه علماي جهان اسلام در مورد تكفير

 

 

 دکتر قرضاوی

 

  

بسم‌الله الرحمن الرحيم

 

 

سؤال: آيا تكفير پيروان مذاهب عقيدتي، فقهي و سلوكي، تنها به خاطر مخالفت در مذهب و نظر، جايز است؟

 

جواب: الحمد لله و الصلاة و السلام على سيدنا رسول­الله صلى الله عليه و سلم

 

در پاسخ سؤال، پس از آرزوي توفيق الاهي مي‌گوييم:

 

هر كسي از روي اخلاص قلبي بگويد: «اشهد ان لا­اله­الاالله و ان محمداً رسول­الله» مسلمان است. از همة حقوق مسلماني بر خوردار و همة تكاليف آن هم بر عهده او خواهد آمد. اين چنين كسي از خلود در آتش جهنم نجات يافته است. اگر فقط از سر زبان شهادتين بگويد و قلبش به آن ايمان نداشته باشد، منافق است. در ظاهر، احكام مسلمانان بر او جاري مي‌شود، هر چند كه در پايين‌ترين طبقات جهنم، جاي او است. به همين خاطر در حديثي متفق عليه آمده است:


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه سیزدهم بهمن 1386ساعت 23:42  توسط محمد | 

تمدنهاى جهانى، تدافع یا برخورد؟

 

مقاله اي از: دکتر محمد عماره  

  

  ترجمه :سید محمد میرزایى الحسینى

 

چکیده:

محمد عماره یکى از نویسندگان نواندیش دنیاى عرب است که در پنجاه سال گذشته دهها کتاب و مقاله از او انتشار یافته است. به نظر ایشان، نظریه فوکویاما و هانتینگتون نه تنها حکایت از پیشینه و نوع نگاه غرب به سایر تمدنها دارد، بلکه برنامه عملى غرب در مقابله با تمدنهاى غیر غربى است; از این رو، برخلاف برخى شعارهاى غربیان که همبستگى تمدنها و تمدن واحد جهانى را تبلیغ مى کند، نظام سلطه غرب به استراتژى برخورد با اسلام و دیگر تمدنها مى اندیشد. وى معتقد است که اسلام ضمن نفى برخورد تمدنها، تعدد و رقابت میان تمدنها را به منظور دستیابى به روابط سالم و متعادل پیشنهاد مى کند (نظریه تدافع).


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه سیزدهم بهمن 1386ساعت 16:25  توسط محمد | 

   جهاد: از ابن تیمیه تا بن لادن (1)

 

    مقاله اي از مهدي بخشي شيخ احمد

 

  بعد از حملات ۱۱ سپتامبر به برجهای سازمان تجارت جهانی از سوی القاعده، واژه «جهاد» یه طور وسیعی در رسانه‌های غرب به كار رفت. این مقاله نگاهی به سیر تكوینی معنی «جهاد» از صدر اسلام تا عصر حاضر خواهد داشت، و بیشتر بر معنی «جهاد» در گروههای اسلام گرای نظامی تكیه خواهد كرد.


درآمد

از مجموع بررسیهای علم واژه‌شناسی و آنچه درباره‌ی جهاد می‌گویند، می‌توان نتیجه گرفت واژه «جهاد» از ریشه «جهد» به معنای «جهد» به معنای سختی و مشقت گرفته شده است. «بنابراین اگر جهاد را از ریشه‌ی اولی بگیریم» در آن صورت «مجاهد» به كسی می‌گویند كه هر آنچه را از قدرت و توان، طاقت و نبرد در كف دارد،‌تا آخرین حد وسعت و امكاناتش، در راه هدف خود به كار گیرد. «اما اگر جهاد را از ریشه‌ی دوم در نظر بگیریم»، «مجاهد» كسی را گویند كه با طیب خاطر در فراخنای دشواریها و مشكلات گام بگذارد و برای رسیدن به اهداف خود، در سنگلاخ هستی پیش تازد و سرافرازی خود در عرصه‌ی پیكارها جستجو كند.» با این حال و با در نظر داشتن هر كدام از معنای لغوی جهاد، «معنی جهاد از لحاظ شرعی این است كه انسان با گذشتن از جان و مال خویش، در راه برتری توحید و كلمه‌ی اسلام و پایه‌های رسالت و اقامه‌ی شعائر ایمان و برافراشتن پرچم دین الهی، با تمامی امكانات خود تلاش و مبارزه كند.

جهاد در معنای خاصی كه در متن اسلام و عرف رایج میان مسلمانان وجود دارد، یعنی «كوشش در راه خدا»

بعد از حملات ۱۱ سپتامبر به برجهای دوقلوی سازمان تجارت جهانی و ساختمان پنتاگون، واژه‌ی جهاد بیش از پیش در رسانه‌ها و محافل علمی غربی به كار گرفته شد، به طوری كه بعضی از مواقع ایدئولوژی القاعده را «جهادیسم» می‌نامیدند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه سیزدهم بهمن 1386ساعت 10:19  توسط محمد | 

جهاد: از ابن تیمیه تا بن لادن (2)

مقاله ای از مهدی بخشی شیخ احمد


فراخوانی مسلمانان جهان به جهاد در افغانستان و اعلام اینكه جهاد وظیفه‌ی فردی همه‌ی مسلمانان است، موضوع اصلی دو كتاب مهم عبدالله عزام به نامهای «دفاع از سرزمینهای اسلامی» و «الحاق به كاروان» می‌باشد. وی دلایل جهاد را در شانزده بند ذكر می‌كند.

الف) جلوگیری از تسلط كافران بر مسلمانان؛

ب) كمبود مسلمانانی كه جان خود را در راه اسلام فدا می‌كنند؛

پ) ترس از آتش جهنم؛

ت) عمل به فریضه‌ی جهاد و پاسخ به دعوت خداوند؛

ث) ادامه دادن راه سلف صالح؛

ج) استقرار جامعه‌ای اسلامی ؛

چ)محافظت از مستضعفین روی زمین؛

ح) شهید شدن و كسب مقام والا در بهشت؛