![]() |
![]() |
|
|
◄ مسلمان اروپایی؛ هویت چندگانه طارق رمضان
آنتونی مکروی ترجمه: سپیده جدیری
طارق رمضان در دانشگاه ژنو در رشتههای فلسفه و ادبیات فرانسه تحصیل و دو مدرک دکتری در رشتههای فلسفه و مطالعات عربی و اسلامی از این دانشگاه دریافت کرد. او در دانشگاه الازهر قاهره نیز در رشته پژوهش اسلامی به تحصیل پرداخت. رمضان چند سالی به تدریس فلسفه در کالج دسوسور ژنو اشتغال داشت و پروفسور مطالعات اسلامی دانشگاه فریبورگ بود. او در سال 2004 در بخش مطالعات اسلامی مؤسسه مطالعات بین المللی صلح «کروک» نوتردام به سِمتی دست یافت اما چند ماه بعد ویزای آمریکاییاش لغو شد. دولت آمریکا در اینباره اظهار داشت که به دلیل کمک مالی رمضان به گروههای پشتیبان حماس، ویزای او را لغو کردهاست. رمضان نیز چندی بعد از سمت خود در نوتردام استعفا داد. او از آن تاریخ تا به امروز، به عنوان پژوهشگر ارشد بنیاد لوکاهی لندن و مدرس کالج سنت آنتونی آکسفورد به فعالیت پرداختهاست. از کتابهای بسیاری که به رشته تحریر درآوردهاست، می توان به «مسلمانِ اروپایی بودن» (1998)؛ «اسلام، غرب و چالش های مدرنیته» (2000)؛ «جهاد، خشونت، جنگ و صلح در اسلام» (2002) و «مسلمانان غربی و آینده اسلام» (2003) اشاره کرد. مجله تایم در سال 2004 نام رمضان را در فهرست 100 انسان تأثیرگذار جهان قرار داد. *** از پیشینهتان بگویید. هویتتان را چگونه تعریف می کنید؟ زبان مادریتان چیست؟ من در ژنو و از والدینی مصری متولد شدم و یادم میآید که همیشه درباره جهان عرب صحبت می کردیم. پدر و مادرم با افرادی در خارج از اروپا در تماس بودند؛ بیشتر آنها اهل خاورمیانه و برخی نیز آسیایی بودند، چون پدرم زیاد به آسیا سفر می کرد. بنابراین زبان مادری من عربی و زبان دومم در خانه انگلیسی بود. والدینم به من کمک کردند وارد جامعه سوئیس شوم. بدین ترتیب، در همان سیستم آموزشی سوئیس به تحصیل پرداختم و در تیمهای ورزشی مدرسه هم عضو شدم چون به هیچ وجه نمی خواستم از بقیه جدا باشم. اما همیشه درباره این که روزی به مصر، وطن و اصلمان برگردیم، حرف می زدیم. بدین ترتیب، مصر در ذهن و قلب من به کشوری کاملاً ایدهآل تبدیل شد؛ جایی که مردمش در اجرای عدالت کوشش می کردند و همیشه هم به خوبی از عهده این کار بر می آمدند، جایی که مسلمان بودن در آنجا آسان بود، چون طبق تمام شنیدههایم، فضای آنجا واقعاً متفاوت بود. نخستین بار در 17 سالگی به مصر رفتم و خانواده بزرگترم را که در آنجا زندگی روزمرهشان را میگذراندند، ملاقات کردم. این برایم در حکم یک ضربه تکاندهنده بود، چون مصر در کل به چیزی که تصور کردهبودم، شباهتی نداشت. برای نخستین بار فهمیدم که در واقع من یک مصری نیستم. حدود 23 یا 24 سال داشتم که فهمیدم باید در اروپا بمانم. خودتان را سوئیسی می دانید؟ حالا دیگر فقط یک هویت ندارم. خودم به این می گویم هویت چندگانه. از نظر دینی مسلمان هستم، از نظر ملیت سوئیسی و در عین حال، به خاطر اصالتم مصری هستم. به همین خاطر فرزندانم را برده ام مصر را ببینند تا از آن خاطرهای داشته باشند و با آن احساس پیوند کنند. در عین حال، از نظر اصولی، عام گرا (universalist) هستم و این فقط یک فرافکنی فلسفی نیست، بلکه عمیقاً در خودم این هویت چندگانه را حس می کنم و آن را میپرورم. همسرتان سوئیسی است؟ ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه ششم خرداد 1387ساعت 7:23 توسط محمد |
|
|
◄نهضت اخوان المسلمين
جنبش اخوانالمسلمين را اصولاً بايد زائيده اوضاع سياسي و اجتماعي تاريخ معاصر مصر در پي رواج تفکر جدايي دين از سياست (سکولاريسم) در ميان روشنفکران و آهنگ احساسات مليگرايانه براي اصلاح اين کشور در دوران اختتاق بعد از انقلاب 1919 مصر برضد انگليس دانست. اهداف بنيانگذاران اين جنبش- به ويژه حسن البناء- از يک سو بر ايجاد تحول در اعتقادات اسلامي مسلمانان و بالاخص مصريان از حالتي ايستا و بيتحرک به سمت پويايي و حاکميت تعاليم شريعت بر زندگي اجتماعي و سياسي مصر و از سوي ديگر بر يگانگي مسلمانان در برابر استعمارگران غرب که کشورهاي اسلامي را مورد تجاوز قرار داده بودند، دور ميزد. پيدايش نهضت اخوانالمسلمين حسنالبنا حسنالبناء بنيانگذار جنبش اخوانالمسلمين در سال 1906در دهکده محمود يه در دلتاي رود نيل از نواحي (بحيره) مصر چشم به جهان گشود. وي به خاطر ريشههاي فکري مذهبي پدرش که از طلبههاي بنام و از پيروان مکتب بنيادگرايان حنبلي بود، با اصول اسلامي (سنتي) تربيت شد و در محيطي کاملاً اسلامي رشد يافت، بناء در اين رابطه ميگويد: اسلام پدر من است و من جز او پدري ندارم. آغاز فعاليت حسن البناء در خاطراتش مينويسد: در ماه مارس 1928 شش تن از برادراني که در درسها و کنفرانسهاي من شرکت داشتند، يعني احمدالمصري، فواد ابراهيم، عبدالرحمان حبالله، اسماعيل عزو و ذکي المغربي به منزل من آمدند و گفتند: ما ديگر از اين زندگي مذلت بار به تنگ آمدهايم، در اين ديار مسلمانان هيچ عزتي ندارند و جايگاه آنها از خدمتکاران و بيگانگان نيز پايينتر است. ما حاضريم با نثار خون خود، ايمان و تقواي خويش در راه خدا، با تو همگام شويم. من به حدي از سخنان آنها متاثر شدم که نميتوانستم از زير بار مسئوليتي که به من واگذار شده بود، شانه خالي کنم، از اين رو به دعوت آنها لبيک گفتم و در همان جا سوگند خورديم تا جان در بدن داريم در راه اسلام فعاليت و مبارزه کنيم. در آن جا کسي پرسيد: چه نامي براي خود انتخاب کنيم؟ يک انجمن، فرقه، اتحاديه و... تا رسميت پيدا کنيم. گفتم: هيچ يک! ما برادراني هستيم در خدمت اسلام يعني «اخوانالمسلمين» و اخوان شعار خود را: (الله هدف ماست، رسولالله رهبر ماست، قرآن برنامهي ماست، جهاد و تلاش کار ماست، شهادت آرزوي ماست) قرار داد. آن زمان فاصله ميان روش اسلامي و امکان عملي ساختن اين روش وسيع شده بود. اين امر کمک کرد که حرکت بنا مورد قبول قشر مردمي قرار گيرد و موجب مشارکت وسيع و حماسي شود. از مهمترين عوامل انتشار سريع حرکت اخوان ميتوان به موارد زير اشاره کرد: ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه سیزدهم اسفند 1386ساعت 15:40 توسط محمد |
|
|
اربكان پدرخوانده اسلامگراهاي سنتي تركيه نويسنده: مرضيه خادم شريف نجم الدين اربكان اكنون ديگر نماد تمام اسلامگرايان تركيه نيست، او فقط نماد اسلامگرايان سنتي است و اردوغان نماد اسلامگرايان پيشرو، اربكان نخست وزير سابق تركيه كه از مبتكران تاسيس تشكل همكاري هاي اقتصادي هشت كشور اسلامي در حال توسعه موسوم به «دي88» بود اكنون به عنوان يك سياستمدار نيمه بازنشسته عمل مي كند. او پس از كناره گيري از قدرت مدتي راهي زندان شد و منتظر بود تا دادگاه سرنوشت وي را رقم زند. سرنوشتي كه بسياري از رهبران تركيه همچون بولنت اجويت، سليمان دميرل با آن مواجه شدند و گويا چنين تقديري براي همه آن ها از قبل تعيين شده بود. |
|
+ نوشته شده در
شنبه یازدهم اسفند 1386ساعت 16:7 توسط محمد |
|
|
امانت بیان و اطلاع رسانی
مقاله ای از:استاد محمد مهدی العاکف
ترجمه :فهیم کاظمیان
در واقع پیامها و راهنمایی های پروردگار به سوی بشر در قالب کلام بود . کلامی که حق ، خیر و راستی را برای انسان به ارمغان آورد . بعضی از انسانها بدان ایمان آورده و آن را با زندگی خود تطبیق دادند که در نتیجه ی آن ظاهراً و باطناً خوشبختی را لمس کردند . و گروهی دیگر بدان کفر ورزیدند و از انتشار آن جلوگیری نمودند و از دست و زبان این دسته اخیر انبیاء و پیامران چه سختیهایی را متحمل می شدند چرا که پیرامونشان اباطیل و افترائات را اشاعه می نمودند و آنها را به دروغگویی ، دیوانگی ، سحر و کهانت متهم می کردند . این نمونه ای از اطلاع رسانی گمراه کننده در آن زمان یعنی زمان طلوع صبح تاریخ بود . و از دلایلی که به اهمیت بیان می پردازد این است که بخاطر بیان یک حرف از اینجا یا آنجا جنگها و کشت و کشتار روی داده و براستی که قوم یهود در مدینه قبل از هجرت پیامبر (ص) استادان چنین سبکی بودند . مدام کارشان این بود که گاه نزد قبیله اوس می رفتند و گاه نزد قبیله خزرج و از آن رجز خوانی ها یی که در جنگهای گذشته بینشان اتفاق افتاده بود را متذکر می شدند تاقبیله مغلوب در جنگ را به بهانه ی خونبها و انتقام گیری بر قبیله دیگر تحریک کنند و آتش جنگ ویرانگر را میانشان شعله ور سازند و در این میان جز یهود کسی نفع نمی برد .( تو خود حدیث مفصل خوان از این مجمل ) بیان همان وسیله اطلاع رسانی و اساس آن است . و به همین خاطر است که در و اقع اطلاع رسانی ، کیفیت ، خصوصیت و حقیقتش را از کلامی بهره می گیرد که آن را به استخدام گرفته است واگرکلام کلامی صادق باشد نتیجتاً اطلاع رسانی صادق بوده و با لعکس . ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
شنبه یازدهم اسفند 1386ساعت 11:49 توسط محمد |
|
|
انشعابات اصلي سلفيّه در سطح جهاني: در يك تقسيمبندي كلّي نحله سلفيه به چهار گرايش عمده تقسيم شدهاند 1ـ سلفيّه اصلي 2ـ سلفيّه معتدل 3ـ سلفيّه طرفدار آلباني 4ـ سلفيّه سياسيـجهادي سلفيّه اصلي: دفاع از چهارچوب و شاكلة اصلي افكار محمّدابن عبدالوهّاب را در ذمّه خويش گرفته و مسائلي چون انحصار دعا و استعانت و عبادت براي خدا و نفي بدعتها و ترويج نظرات علماي قرنهاي اوّل و دوم و سوم و تابعينشان را بصورت تكراري و كليشهاي در كتابها و منابر و ايستگاههاي رسانهاي بازگو مي نمايند بيشتر علماي رسمي عربستان سعودي آنها كه در دارالبحوث والأفتا گردآمدهاند و كساني كه برنامة مذهبي راديو سعودي را همچون نورعلي الّدرب را به اجرا درميآورند همين نوع تفكّر را دارا ميباشند آنهايي كه اين الگوي فكري را دارند و كتابهايشان تا حدي پخش شده است به قرار ذيل ميباشند : ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
شنبه یازدهم اسفند 1386ساعت 11:16 توسط محمد |
|
زندگي نامه اسماعيل هنيه اسماعیل هنیه نخست وزیر دولت خودگردان فلسطین از ۲۹ مارس۲۰۰۶ تا ۱۴ ژوئن ۲۰۰۷ بود. نام کامل او اسماعیل عبدالسلام احمد هنیه ملقب به ابو العبد و در ۱۹۶۳م در غزه ـ اردوگاه الشاطئ به دنیا آمدهاست. محل اصلی زندگی خانواده اش قبل از آوارگی روستای الجوره در عسقلان اشغالی بودهاست. مراحل تحصیلی تحصیلات ابتدایی و راهنمایی: مدارس سازمان آنروا در اردوگاه الشاطی دبیرستان: دانشسرای دینی الازهر در غزه تحصیلات دانشگاهی: لیسانس زبان عربی در دانشکده تربیت دانشگاه اسلامی غزه مراحل مختلف زندگی از سال ۱۹۸۱ که وارد دانشگاه اسلامی غزه شد، به عضویت انجمن اسلامی این دانشگاه درآمد. عضو شورای دانشجویی دانشگاه از سال ۱۹۸۳ تا ۱۹۸۴ ریاست شورای دانشجویی دانشگاه از سال ۱۹۸۵ تا ۱۹۸۶ بازداشت بار اول: به مدت ۱۸ روز در تاریخ ۲۴/۱۲/۱۹۸۷ بار دوم: به مدت ۶ ماه در تاریخ ۱۵/۱/۱۹۸۸ بار سوم: به مدت ۳ سال در تاریخ ۱۸/۵/۱۹۸۹ تبعید در تاریخ ۱۷/۱۲/۱۹۹۲ همراه با ۴۱۵ نفر از رهبران و فعالان حماس و جهاد اسلامی به مرج الزهور در جنوب لبنان تبعید شد. فعالیتها دبیر پیشین هیأت امنای دانشگاه اسلامی غزه مسئول پیشین امور اداری دانشگاه اسلامی غزه مدیر سابق علمی دانشگاه اسلامی غزه عضو سابق منای دانشگاه اسلامی غزه عضو کمیته عالی گفت و گوی حماس با بقیه گروههای فلسطینی و تشکیلات خودگردان عضو کمیته عالی پیگیری انتفاضه به نمایندگی از حماس رئیس دفتر شیخ احمد یاسین عضو رهبری سیاسی جنبش حماس عضو سابق هیأت مدیره جمعیت اسلامی غزه رئیس باشگاه جمعیت اسلامی غزه به مدت ۱۰ سال ترور نافرجام اسماعیل هنیه جزئیات عملیات ترور نافرجام خود را این گونه توصیف میکند:«در تاریخ ۶/۹/۲۰۰۳م. همراه شیخ احمد یاسین به دیدار دکتر مروان ابو راس رفته بودیم. وقتی ناهار را در منزل ایشان میل کردیم، ناگهان یک هواپیمای اف ۱۶ محلی را که در آن بودیم بمب باران کرد. سقف فرو ریخت و همه جا را دود و گرد و خاک فرار گرفت. به شکرانه پروردگار موفق شدیم از منزل خارج شویم و خداوند ما و خانواده دکتر ابو راس را نجات داد |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و دوم بهمن 1386ساعت 9:59 توسط محمد |
|
|
◄اخوان المسلمين در منطقه شمال آفريقا نويسنده: شكيب جاويد منبع: باشگاه انديشه نگارنده در اين مقاله در تكاپو است كه روند رشد اخوان المسلمين و تبعات اين رشد را در منطقه شمال آفريقا به طور خلاصه تبيين نمايد. پيش از پايه گذاري جماعت اخوان المسلمين مصر در اواخر دهه دوم قرن بيستم، افكار و ساختار تشكيلاتي و سازماني آن از طرق مختلف و با شيوه هاي گوناگون از مرزهاي مصر فرا رفته و در جهان عرب و اسلام گسترش يافت. تشكيل سازمان ها و گروه هاي اسلامي با انديشه هاي حسن البنا و ديگر متفكران اخوان المسلمين مصر و الگو برداري از ساختار تشكيلاتي آن در كشورهاي عربي تحت شرايط سياسي، فرهنگي و اجتماعي اين منطقه بوده و چيرگي نظام هاي استعماري و وجود نظام ها و رژيم هاي مستبد و وابسته به غرب و فعاليت و حضور جريانات فكري لائيكي و غرب گرا، عوامل مهمي در ايجاد محيط مناسب براي رشد چنين گروه هايي است. كشورهاي همسايه مصر همچون سودان، ليبي و فلسطين زودتر از بقيه مناطق جهان عرب و اسلام تحت تأثير انديشه هاي اخوان مصر قرار گرفته و دانشگاه الازهر و حضور طلاب ديني كشورهاي منطقه شمال آفريقا و نقش روحانيون مصري مقيم در اين كشورها از جمله عوامل گسترش ميان اخوان خارج از مرزهاي سياست و طبيعي مصر بوده اند. نگارنده در اين مقاله در تكاپو است كه روند رشد اخوان المسلمين و تبعات اين رشد را در منطقه شمال آفريقا به طور خلاصه تبيين نمايد. ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه چهاردهم بهمن 1386ساعت 0:55 توسط محمد |
|
|
◄بيداري اسلامي در جهان عرب دکتر علي اکبر ولايتي اعراب، چون ايرانيان، از زماني كه با دولت هاي اروپايي آشنا شدند، به عمق عقب ماندگي خود و توسعه و پيشرفت اروپايي ها پي بردند. تاكنون راه حلهاي متعددي براي جبران اين عقب ماندگي ارائه شده است كه يكي از آن ها بازگشت به اسلام به مثابة دين و تمدن است.[1] بر اساس نوع پاسخ هاي داده شده به علل عقب ماندگي، آن ها را به چهار گرايش تقسيم مي كنيم. تذكر اين نكته ضروري است كه اين تقسيم بندي پاسخ هايي است كه در گفتمان بيداري اسلامي از سوي انديشمندان عرب مطرح شده و نتيجتاً نسيوناليسم، سوسياليسم و ايدئولوژيهايي از اين قبيل را پوشش نمي دهد. اين گرايشها عبارت اند از: الف) تمدن گرا ـ عرب گرا؛ ب) تمدن گرا ـ اسلام گرا؛ ج) اسلام گرايي سنتي؛ د) اصول گرايي اسلامي. ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه چهاردهم بهمن 1386ساعت 0:46 توسط محمد |
|
|
◄حسن ترابى، در نوسانات انديشه و سياست
اين توصيف هر چند كمى مبالغهآميز است، اما بهترين مقدمه براى بازخوانى زندگى فكرى و سياسى اين مرد و نيز فهم و شناخت ماهيت و ابعاد شخصيت او كه در طول دهه نود قرن بيستم آوازهاش در تمام جهان اسلام و چه بسا تمام جهان پيچيده و نيز مناسبترين در آمد براى درك فرجام تجربه فكرى و سياسى ترابى و تجربه اسلام گرايى در سودان است ؛ تجربهاى كه درك درست آن، جز از راه درك رابطه ديالكتيكى ميان انديشه و سياست در زندگى حسن ترابى ميسر نيست. دكتر حسن عبدالله ترابى در سال 1932م در خانوادهاى سر شناس در منطقه «كسلا» كه در علم و دين سابقهاى طولانى داشت، متولد شد. پدر او يكى از نامدارترين قضات شرع در روزگار خويش و نخستين سودانىاى بود كه گواهى «العالمية» (ليسانس) را دريافت كرد. حسن ترابى در كودكى قرآن كريم را با چندين قرائت و روايت حفظ كرد و علوم عربى و شرعى را در همان كودكى و نوجوانى از پدر فرا گرفت و با گذراندن مدارج و مراتب تحصيلى گواهى ليسانس حقوق را در سودان دريافت كرد و سپس به اروپا سفر كرد. وى فوق ليسانس را از دانشگاه لندن و دكترا را از دانشگاه سوربن پاريس دريافت كرد. ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه چهاردهم بهمن 1386ساعت 0:36 توسط محمد |
|
|
◄فتواي دکتر يوسف قرضاوي،رئيس اتحاديه علماي جهان اسلام در مورد تكفير
بسمالله الرحمن الرحيم سؤال: آيا تكفير پيروان مذاهب عقيدتي، فقهي و سلوكي، تنها به خاطر مخالفت در مذهب و نظر، جايز است؟ جواب: الحمد لله و الصلاة و السلام على سيدنا رسولالله صلى الله عليه و سلم در پاسخ سؤال، پس از آرزوي توفيق الاهي ميگوييم: هر كسي از روي اخلاص قلبي بگويد: «اشهد ان لاالهالاالله و ان محمداً رسولالله» مسلمان است. از همة حقوق مسلماني بر خوردار و همة تكاليف آن هم بر عهده او خواهد آمد. اين چنين كسي از خلود در آتش جهنم نجات يافته است. اگر فقط از سر زبان شهادتين بگويد و قلبش به آن ايمان نداشته باشد، منافق است. در ظاهر، احكام مسلمانان بر او جاري ميشود، هر چند كه در پايينترين طبقات جهنم، جاي او است. به همين خاطر در حديثي متفق عليه آمده است: ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
شنبه سیزدهم بهمن 1386ساعت 23:42 توسط محمد |
|
|
تمدنهاى جهانى، تدافع یا برخورد؟ مقاله اي از: دکتر محمد عماره
ترجمه :سید محمد میرزایى الحسینى چکیده: محمد عماره یکى از نویسندگان نواندیش دنیاى عرب است که در پنجاه سال گذشته دهها کتاب و مقاله از او انتشار یافته است. به نظر ایشان، نظریه فوکویاما و هانتینگتون نه تنها حکایت از پیشینه و نوع نگاه غرب به سایر تمدنها دارد، بلکه برنامه عملى غرب در مقابله با تمدنهاى غیر غربى است; از این رو، برخلاف برخى شعارهاى غربیان که همبستگى تمدنها و تمدن واحد جهانى را تبلیغ مى کند، نظام سلطه غرب به استراتژى برخورد با اسلام و دیگر تمدنها مى اندیشد. وى معتقد است که اسلام ضمن نفى برخورد تمدنها، تعدد و رقابت میان تمدنها را به منظور دستیابى به روابط سالم و متعادل پیشنهاد مى کند (نظریه تدافع). ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
شنبه سیزدهم بهمن 1386ساعت 16:25 توسط محمد |
|
|
جهاد: از ابن تیمیه تا بن لادن (1) مقاله اي از مهدي بخشي شيخ احمد بعد از حملات ۱۱ سپتامبر به برجهای سازمان تجارت جهانی از سوی القاعده، واژه «جهاد» یه طور وسیعی در رسانههای غرب به كار رفت. این مقاله نگاهی به سیر تكوینی معنی «جهاد» از صدر اسلام تا عصر حاضر خواهد داشت، و بیشتر بر معنی «جهاد» در گروههای اسلام گرای نظامی تكیه خواهد كرد.
از مجموع بررسیهای علم واژهشناسی و آنچه دربارهی جهاد میگویند، میتوان نتیجه گرفت واژه «جهاد» از ریشه «جهد» به معنای «جهد» به معنای سختی و مشقت گرفته شده است. «بنابراین اگر جهاد را از ریشهی اولی بگیریم» در آن صورت «مجاهد» به كسی میگویند كه هر آنچه را از قدرت و توان، طاقت و نبرد در كف دارد،تا آخرین حد وسعت و امكاناتش، در راه هدف خود به كار گیرد. «اما اگر جهاد را از ریشهی دوم در نظر بگیریم»، «مجاهد» كسی را گویند كه با طیب خاطر در فراخنای دشواریها و مشكلات گام بگذارد و برای رسیدن به اهداف خود، در سنگلاخ هستی پیش تازد و سرافرازی خود در عرصهی پیكارها جستجو كند.» با این حال و با در نظر داشتن هر كدام از معنای لغوی جهاد، «معنی جهاد از لحاظ شرعی این است كه انسان با گذشتن از جان و مال خویش، در راه برتری توحید و كلمهی اسلام و پایههای رسالت و اقامهی شعائر ایمان و برافراشتن پرچم دین الهی، با تمامی امكانات خود تلاش و مبارزه كند. جهاد در معنای خاصی كه در متن اسلام و عرف رایج میان مسلمانان وجود دارد، یعنی «كوشش در راه خدا» بعد از حملات ۱۱ سپتامبر به برجهای دوقلوی سازمان تجارت جهانی و ساختمان پنتاگون، واژهی جهاد بیش از پیش در رسانهها و محافل علمی غربی به كار گرفته شد، به طوری كه بعضی از مواقع ایدئولوژی القاعده را «جهادیسم» مینامیدند. ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
شنبه سیزدهم بهمن 1386ساعت 10:19 توسط محمد |
|
|
جهاد: از ابن تیمیه تا بن لادن (2) مقاله ای از مهدی بخشی شیخ احمد
الف) جلوگیری از تسلط كافران بر مسلمانان؛ ب) كمبود مسلمانانی كه جان خود را در راه اسلام فدا میكنند؛ پ) ترس از آتش جهنم؛ ت) عمل به فریضهی جهاد و پاسخ به دعوت خداوند؛ ث) ادامه دادن راه سلف صالح؛ ج) استقرار جامعهای اسلامی ؛ چ)محافظت از مستضعفین روی زمین؛ ح) شهید شدن و كسب مقام والا در بهشت؛ |